
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «تنهایی» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. او در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفتخواست تنهایی ما را به رخ ما بکشدطعنهای بر در این خانه تنها زد و رفت~*~*~*~*~*~*~*~*~ تو نیستی و خورشید غمگینتر از همیشه غروب خواهد کرد و من دلتنگتر از فردا به تو فکر میکنمچقدر دوست داشتنی بودی وقتی ...
ادامه مطلب
کاش تنهایی , نبود , کاش دلتنگی نبود , کاش پیدا بود و ناپیدا نبود کاش هیچ غم در دل دنیا نبود کاش قصه ی دلتنگی شب ها نبود کاش چشم من به راه آدم و حوا نبود کاش این غربت بجز از امشب و فردا نبود کاش...
ادامه مطلب
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت او در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی , ما را به رخ ما بکشد طعنهای بر در این خانه تنها زد و رفت ~*~*~*~*~*...
ادامه مطلب
برخی اوقات انسان بدون هیچ دلیل و بهانهای احساس بیحالى، دلتنگی و بیحوصلگی میکند و آشنایی، درون قلب او را میآزارد. برخی می گویند این به دلیل تنهایی فرد است باید در میان جمع باشد ولی گاهی انسان در جشن و سرور هم احساس دلتنگی و غربت به او دست می دهد و حضور آشنایی را می طلبد . گاهی این دلتنگی چنان قوی می شود که در وهم و خیال خودآن را تصورمی کند طوری که زمان و مسافتها و مکان در هم می شکند و لحظاتیبا او هم صحبت می شود که با حقیقت اشتباه گرفته می شود. نمی دانم شاید در آن لحظه هر دو در فکر هم بوده و ارتباطی ذهنی برقرار کرده اند و گاهی هم ممکن است مبتنی...
ادامه مطلب
دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با منگر از قفس گریزم، کجا روم، کجا من؟کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندارمکه دیده بر گشودم به کنج تنگنا مننه بستهام به کس دل، نه بسته دل به من کسچو تخته پاره بر موج، رها... رها... رها... منز من هرآن که او دور، چو دل به سینه نزدیکبه من هر آن که نزدیک، از او جدا جدا مننه چشم دل به سویی، نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی، به یاد آشنا منز بودنم چه افزون؟ نبودنم چه کاهد؟که گویدم به پاسخ که زندهام چرا من؟ستارهها نهفتم، در آسمان ابریدلم گرفتهای دوست ، هوای گریه با من...
ادامه مطلب
باور نکن تنهاییت را من در تو پنهانم تو در من از من به من نزدیک تر تو از تو به تو نزدیک تر من باور نکن تنهاییت را تا یک دل و یک درد داریم تا در عبور از کوچه عشق بر دوش هم سر می گذاریم دل تاب تنهایی ندارد باور نکن تنهاییت را هرجای این دنیا که باشی من با توام تنهای تنها من با توام هرجا که هستی حتی اگر باهم نباشیم حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این عالم نباشیم این خانه را بگذار و بگذر با من بیا تا کعبه دل باور نکن تنهاییت را من با توام منزل به منزل...
ادامه مطلب